|
30 - ذوالفقار على (عليه السلام ) در ميدان احد
جنگ احد گرچه موجب شهادت عده اى از مسلمين شد، ولى دلاوريهاى على (عليه السلام ) در
آن جنگ اهل زمين و آسمان را حيرت زده كرد.
هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) از ميدان احد به مدينه برگشت فاطمه زهرا
(عليهاالسلام ) در حالى كه ظرفى پر از آب در دستش بود به استقبال پدر شتافت ، صورت
خون آلود پدر را شست ، در اين هنگام على (عليه السلام ) از ميدان آمد و در دستش
شمشير ذوالفقار بود و دستش تا شانه اش غرق در خون بود، به فاطمه (عليهاالسلام )
فرمود:
اين شمشير را از من بگير كه امروز مرا تصديق كرد سپس اين اشعار را خواند:
افاطم هاك السيف غير ذميم
فلست بر عديد ولا بمليم
لعمرى لقد اعذرت فى نصر احمد
وطاعه رب بالعباد عليهم
اميطى دماء القوم عنه فانه
سقى آل عبدالدار كاس حميم
يعنى : اى فاطمه ! اين شمشير را كه مورد سرزنش نيست بگير، و من ترسو نيستم ، و نه
اينكه مورد ملامت واقع شوم .
سوگند به جانم تا آخرين درجه امكان خود بيارى محمد (صلى الله عليه وآله ) شتافتم ،
و در راه اطاعت خداى آگاه به بندگان ، گام برداشتم .
خون دشمن را از اين شمشير پاك كن ، شمشيرى كه به دودمان عبدالدار (پرچمدار دشمن )
جام حميم (آب سوزان دوزخ ) آشاماند.
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) در اين هنگام فرمود:
خذيه يا فاطمه فقد ادى بعلك ما عليه و قد قتل الله بسيفه صناديد قريش .
اى فاطمه ! اين شمشير را بگير كه شوهرت آنچه سزاوارش بود، ادا كرد و با آن شمشير
گردنكشان قريش را به خاك هلاكت افكند.
(45)
از گفتار على (عليه السلام ) است :
من عظم صغار المصائب ابتلاه الله بكبار المصائب : كسى كه مصائب كوچك را بزرگ
شمارد، خداوند او را به مصيبتهاى بزرگ مبتلا سازد.
(46)
|